زينب جونزينب جون، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 15 روز سن داره

دختر نازم

تولدت مبارك

امروز هشتم اسفندِ و ما براي دخترمون تولد دو سالگيش رو جشن گرفتيم.                                            به خاطر اينكه 11 اسفند وسط هفته بود ما تصميم گرفتيم پنج شنبه تولد بگيريم . من از حدود پنج ماه پيش در تدارك تولد بودم . و تم امسال تولد رو تم كيتي انتخاب كردم . و همه جا چشمم دنبال كيتي مي گشت . هميشه از اينكه كارهاي خودم رو به نمايش بزارم و حاصل زحمات جلوي چشمم باشه لذت بردم . بخاطر همين با اينكه اصلا خياطي بلد نيس...
14 ارديبهشت 1393

دخترم تب کرده

بعد از سه روز با هم بودن و خوش گذروندن جمعه زینب جونم تب کرد و داغ داغ بود با بابایی بردیمش بیمارستان ... بعد از سه روز با هم بودن و خوش گذروندن جمعه زینب جونم تب کرد و داغ داغ بود با بابایی بردیمش بیمارستان کودکان تبش ٥/٣٨ درجه بود . بیمارستان هم مثل همیشه شلوغ بود . هر وقت می ام بیمارستان دلم برای پدر و مادرم پر می کشه . برای همه پدر و مادرها . که با چه زحمتی بچه ها رو بزرگ می کنن و هرلحظه نبض قلبشون توی دستای کوچیک بچه هاشونِ . هر روز که از با زینب بودن می گذره . بیشتر و بیشتر از پدر و مادرم شاکر می شم و دلم می خواد که زحماتشون رو جبران کنم . الهی که بتونم شاکر زحمات پدر و مادرم باشم . خلاصه...
13 ارديبهشت 1393

از پوشك گرفتن

زينب جون رو از پوشك گرفتم و خدا رو شكر خيلي راحت بود و مثل بقيه بچه ها خيلي اذيت نكرد.  من دخترم رو در حدود بيست ماهگي از پوشك گرفتم . اين عمليات يك ماه طول مي كشه در طول اين مدت  خیلی صبوری کردم و سعی می کردم از کوره در نروم و مصمم  و با قدرت جلو می رفتم و فقط به هدفم فکر می کردم . اولش كه هنوز ياد نگرفته بود فكر مي كرد دستشويي جاي بازيه و الكي هر 10 دقيقه يه بار مي گفت جيش . مي بردمش ولي جيش نمي كرد . ولی من باز هم می بردمش دستشویی ولی فقط برای اب بازی . اولین باری که توی دستشویی جیش کرد تمام خستگی هام  از بین رفت خیلی خوشحال بودم که به هدفم رسیدم  . هر بار كه توي دستشويي جيش می كرد كلي ذوق&nb...
23 اسفند 1392
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دختر نازم می باشد